دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 4227
تعداد نوشته ها : 6
تعداد نظرات : 3
Rss
طراح قالب
محمد محمدي

سلام . من دوباره امدم. ههه چه بامزه بعداز سه سال ونيم دوباره امدن اينجا. اصلا يادم رفته بود كه اين وبلاگ رو دارم .

زندگيه ديگه. تو اين مدت اينقدر سرم شلوغ بوده كه نگو و نپرس. 

سال 88 محرم بود كه اينجا اخرين نوشته رو نوشتم و از حاجت بزرگم حرف زدم. من همون سال توي همون محرم حاجت گرفتم.

نه ماه بعداز اون محرم پسر كوچكم دراغوشم بود.

پسري كه توي اين مدت كه اين طرفا افتابي نشدم حسابي همه وقت و زندگي و روز وشب و همه فكر من رو پر كرده.

الان دو سال و نه ماهشه و اسمش محمدكيانه. اينم بلاگ خودش http://mohammadkian.niniweblog.com 

ديشب هم همين آقا پسر دوباره پاي من رو به اينجا باز كرد.

داشتم دنبال يه بخش مشاوره ميگشتم تا يه سوالي بپرسم كه ناخودآگاه هل داده شدم توي تبيان و ...

وااااااااااااااااااااااااي چقدر قبلا فعال بودم تو اين سايت. خودم باورم نميشد. چطور من بعد از اون محرم و برگشت از تبريز همه چيز فراموشم شد. براي خودم هم جالب بود. 

نميدونم چه اتفاقي افتاد كه همه زندگي من شد ني ني سايت و كلوب هاش و مجله شهرزاد و هر چي مربوط به بچه داري بود و تو اين ميونه يادم رفت قبل از بچه دار شدن هم يه فرنوشي وجودداشته كه شعر ميگفته ، مينوشته، مشاعره ميكرده ، كلي دوست و اشنا تو اين سايت يا جاهاي ديگه داشته. 

وجود اين پسر كه حالا همه زندگي منه انگار همه وجود من رو تغيير داده همه تفكراتم و همه علايق و سلائقم رو. 

انگار حافظه قبل از وجود محمدكيان كاملا پاك شد و حافظه جديد من با مطالب جديد پر شد. 

نميدونم بازم اينجا مينويسم يا دوباره همه چي يادم ميره و فقط و فقط ميشم مامان فرنوش. 

اما من هستم. زنده ام و فعلا دارم زندگي ميكنم.

هنوز هم همه رو دوست دارم.خودم رو هم دوست دارم. 

هنوز هم زندگي جاريه و ادامه داره. 

درود بر زندگي...


دسته ها :
پنج شنبه 1392/3/16 11:15
X